الفيض الكاشاني
373
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بر خلاف مال كه چنين نيست » ، سخنى است ضعيف ، زيرا گاه در آبرو حدّ قذف واجب مىشود و مطالبهء آن ثابت مىگردد ؛ بلكه در حديث صحيح از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرمود : « هر كس از برادرش مظلمهاى در عرض و مال داشته باشد بايد از او حلّيت بخواهد پيش از اين كه روزى بيايد كه آن جا دينار و درهمى نيست و از حسنات او گرفته مىشود و اگر حسنهاى نداشته باشد از گناهان كسى كه مديون اوست گرفته مىشود و بر گناهان او افزوده مىشود . « 281 » مىگويم : سخن صحيح كه بتواند ميان اخبار و گفتارهايى كه در اين باب وارد شده جمع كند سخن امام صادق ( ع ) است كه فرمود : « اگر شخصى را غيبت كردى و آگاه شد از او حلّيت بخواه و اگر به او نرسيد ، از خدا برايش آمرزش بخواه . » « 282 » دليل استغفار براى شخص غيبت شده در صورتى كه آگاه نشود اين است كه اگر حليّت بطلبد موجب برانگيختن فتنه و كينه مىشود و در حكم اين شخص ، كسى است كه او را غيبت كرده و به سبب مردن يا غايب شدن به او دسترسى ندارد . ابو حامد گويد : اگر شخص غيبت شده غايب يا مرده باشد سزاوار است كه برايش بسيار دعا و استغفار كند و حسنات زياد برايش انجام دهد . اگر كسى بگويد : بنابراين آيا حليّت خواستن واجب است ؟ مىگوييم نه ، زيرا دعا و استغفار نوعى تبّرع است يعنى از روى ميل و اختيار مىباشد ؛ تبرّع نوعى تفضّل است گرچه واجب نيست ولى نيكو و پسنديده است و راه پوزشخواه اين است كه بسيار او را بستايد و به او محبّت كند و همواره چنان باشد تا قلب شخص غيبت شده پاك شود و اگر دلش پاك نشد ، پوزخشخواهى و محبّت كردنش برايش حسنه محسوب مىشود و در قيامت در برابر گناه غيبت قرار مىگيرد ، يكى از پيشينيان ، ستمگر را حلال نمىكرد . سعيد بن مسيّب گويد : كسى را كه به من ستم كرده است حلال نمىكنم . ابن سيرين گويد : من غيبت را بر كسى حرام
--> ( 281 ) اين حديث را احمد در مسند ، ج 2 ، ص 506 از حديث ابو هريره روايت كرده است . ( 282 ) مصباح الشريعه ، باب چهل و نه .